دیروز مطلع شدیم جناب آقای دکتر خرمشاد مصاحبه ی جالبی را با خبرگزاری فارس انجام دادند که سبب شد چند کلامی به تقریر دوستان دربیاید:

معاون فرهنگي وزير علوم در گفتگو با فارس:
ادعاهاي صورت گرفته در خصوص تئاتر دانشجويي بي‌اساس است
خبرگزاري فارس: معاون فرهنگي اجتماعي وزارت علوم در خصوص برخي اخبار و تصاوير منتشر شده در خصوص تئاتر دانشجويي گفت: ادعاهاي صورت گرفته در خصوص تئاتر دانشجويي بي‌اساس است.

محمدباقر خرمشاد معاون فرهنگي و اجتماعي وزارت علوم در گفتگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس اظهار داشت: در پي ادعاهاي صورت گرفته در مورد استفاده از برخي الفاظ و مسائل ديگر در مورد تئاتر دانشجويي، كميته پيگيري اين مسئله تشكيل شد اما بررسي‌هاي اين كميته تا كنون نشان مي‌دهد كه ادعاهاي مطرح شده بنيادي نداشته است.
وي افزود: در مورد الفاظ مورد ادعا، از نويسندگان آن خبر خواسته شده است كه مستندات خود را ارائه كنند، اما تا كنون مستندي ارائه نشده است.
معاون فرهنگي و اجتماعي وزارت علوم در خصوص تصاوير منتشر شده از اين تئاتر در سايت خبرنامه دانشجويان ايران نيز گفت: اگر اين عكس‌ها نامناسب است، بايد از كل كشور عكس بگيريد و منتشر كنيد و بگوئيد مورد دارد.
خرمشاد در پاسخ به اظهارنظر خبرنگار ما مبني بر اينكه پوشش مردم كشورمان در خيابان‌ها به هيچ وجه همانند ‌آنچه در تئاتر دانشجويي اتفاق افتاده نيست، اظهار داشت: اگر اينگونه است، شما از فارس بياييد بيرون، در خيابان‌ها بگرديد، اگر غير از اين را ديديد، به من هم بگوئيد.
وي ادامه داد: تصاوير سياه و سفيد اين عكس‌ها را براي من فرستادند و من چيز خاصي نديدم اما اين موضوع را نيز پيگيري خواهيم كرد./انتهای پیام/

واما سخن اصلی:

«لا موثر في الوجود الا هو» و «لا حول و لا قوه الا بالله العلي العظيم»

تاريخ، گواهي شگرف و عجيبي دارد بر اينكه نهال اسلام، هميشه در غربت و مظلوميت باليد و رشد كرد. اگر امروز كه قلم بر نقد  جريان هاي باطل و مبطل مي رانيم و دشنه نيش تهمت و تمسخر اهالي دنيا را بر جان مي خريم و همچون بيگانه اي در ميان جمع، خود را در كوير غبار اندود اين دنيا و اهالي اش تنها مي يابيم، بيمي به دل راه نمي دهيم كه اين تقدير ماست وسرشت و سرنوشت ما هم.

برادر عزيز! تو تنها نيستي، اگر هم در ميان اين جماعت تنهايي، باش! خدا تو را تنها نگذارد، كه اگر چنين باشد هيچ، خواهي بود و اگر او با توست، تو خود ملتي هستي، همه! رمه ها را به خلوت تو چه راه؟

تو آنروز كه خود را در سيره و سيرت «سيد مرتضي» نشاندي و به مرام و مسلك او در آمدي، تكليفت را با عالم و آدم مشخص كردي كه سيد مرتضي نه كسي بود كه برق چشم دنيا مداران دلش را بلرزاند و نه زهر كلام صاحبان زر و زور و تزوير قلمش را.

برادر! صداي عربده دنيائيان هرچه بلندتر و گوش خراش تر، نشانه اش از فروپاشي بساط زندگي شان هم روشن تر و نزديكتر. از پشت خاليت نترس و از اينكه اطرافت را مي نگري كه تنها تو هستي كه يك تنه به جنگ دنيا پرستان آمده اي كه «چه بسا اقليت و اندك كه بر گروه كثير غلبه كرده اند.»

هوس بازان كافر كيش، آنروز كه سر يحيي بن زكريا (ع) را از تن بريدند و به دست آن روسپي سپردند تا بدان جسارت كند، نمي دانستند كه ظاهر اسباب مادي و قراردادهاي اعتباري اين دنيا، تنها بخش كوچكي از هستي است و «بيده ملكوت كلي شي» و «لمن الملك»، «لله رب العالمين»!

آنان که با بررسي همه جوانب امر‌(!) و بريدن سر مبارك امام عشق و امر به تاختن نعل اسبان بر بدن مبارك سالار شهيدان و آتش زدن خيمه و هزار و يك جنايت ديگر، به يقين و حقيقت رسيدند كه ديگر نشانه اي از حسين براي هماره تاريخ باقي نخواهد ماند و آنقدر بيچاره و ذليل بودند كه گمان مي كردند با از بين بردن ظاهر يك حقيقت، باطن آن را هم به نابودي كشانده و در زمين ضميرهاي غافل دفن كرده اند.

اما زنهار كه همزمان با غروب سرخ و خونين آفتاب ظاهر حسين بن علي در عصر روز دهم، طلوعي به وسعت همه تاريخ و به عظمت همه جغرافياي انساني، جان و جهان عالم را فروزان كرد و امام (ع) كه قبله باطني عالم است، عشاق دلباخته را گرد خود به طوافي هماره دعوت كرد؛ و مگر نه اينكه امام ما حسين بن علي (ع) است و تكليف ما را نيز او به روشني و سرخي و جاودانگي، تبيين نموده است؟

برادر! تاريكي،‌عدم است، نبودن نور است و نور حتي با يك شمع، تاريكي را حتي اگر بزرگ و مهيب باشد، نابود خواهد كرد.

شايد شمع، خود بسوزد و اشكي شود و به قيمت اتمام عاشقانه وجودش، نورافشاني كند اما ترديد مكن، اين نور اگر از منبع تنها موثر وجود – خداوند – باشد، اثر خود را خواهد گذاشت و پرچم تداوم حضور عاشقانه عشاق نور و روشني، هميشه در اهتزاز خواهد بود.

برادر! آدم تنها همسايه اش خداست و اگر اين تنهايي حوالت تاريخي ماست و سرشت و سرنوشت ما،‌ و پايمردي مان در راه آرمان هاي سبز و سرخ اسلام، آن را برايمان رقم زده است، با آغوش باز به استقبالش مي رويم و از تنهايي چه باك؛ وقتي مقتدايمان، بيست و پنج سال، در مظلوميتي تكان دهنده سر در چاه فرو مي برد و اسرار عصمت امام و شرح درد اشتياق و رنج مظلوميت را به دل زمين، ‌به وديعت مي گذارد.

از تنهايي چه باك اگر به رنگ جماعت شدن ،مصاف با معامله بر سر غيرت و حميت باشد و همنوا با جمع گشتن، ذلت و مذلت.

برادر! مي دانم كه دم از عشق و آزادي و پاكي زدن، در ميان اين جماعت دل به دنيا داده كه همچون اختاپوس بر عجوزه هزار رنگ مال و شهوت و رفاه، چنبره زده اند، سخت و پر درد است، اما تو زخمهايت را مردانه ببند و بدان قلم و زباني كه وسيله بيان حق نباشد، پس خاموش باشد بهتر است.

ما بايد ايمان بياوريم به اينكه بالاخره يك روز بايد بر سر آرمان هاي اسلام ناب بايستيم و هزينه اش را هرچه باشد بپردازيم و مگر نه اينكه پس از عصر غبار آلود تركتازي منافقان و نان به نرخ روز خوران، عصر مصاف رو در روي عاشورائيان و سپاه كفر فرا خواهد رسيد.

حضور در سپاه ايمان و در مواجهه با جريان زر و زور و تزوير جز از عهده عشاق دلسوخته و جان به لب رسيده، از كس ديگري برآمدني نيست و مدعيان، هر يك با يكي و روز كم و زياد از پا خواهند نشست و فرار را بر قرار ترجيح خواهند داد.

تنها عاشقانند كه مي مانند و «البته عاشقان به ندرت مي ميرند!» و اين عرصه نه سن و سال مي شناسد و نه گذشته و حال. چه بسا آن غلام سيه چرده، كه لياقت سرگذاشتن بر زانوي امام عشق و نوشيدن شهد شهادت را بيابد يا حُر، كه به هدايت عظمي تقرب يابد و چه بسا مفسران قرآن و روزه داران و پینه بر پيشاني داران كه سر امام عشق را از قفا ببرند!

برادر! شصت سال بر روي منبر رسول خدا (ص) به علي ابن ابي طالب (ع) دشنام مي دادند و براي اطمينان از نماندن حتي اثري از حضرت عشق، قبر مبارك امام عشق را شخم مي زدند. امروز هم به سان هماره تاريخ، علي (ع) بر تارك آرمان عشق و مستي و هدايت مي درخشد ولي اصحاب تاريكي كجايند؟ كجا؟!
 
ولله عاقبه الامور.

 

+ نوشته شده توسط محمد در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 9:15 |

جناب آقای دکتر خرمشاد

جناب آقای دکتر اسلامی

بسی مسرور گشتیم که در راستای دانشگاه تمدن ساز ایرانی - اسلامی شاهد برگزاری جشنواره مستهجنات تئاتر دانشگاهی بودیم!

درست است که قلم توان نوشتن در وصف این موضوع ندارد و عکس ها هم تا قسمتی شاید مبهم باشد، و فیلمی هم از گفتارهای زیبای هنرپیشگان آن در دست نیست.

اما بعد از برگزاری این جشنواره فهمیدم هنوز در وزارت علوم جمهوری اسلامی ایران هستند کسانی که تیشه را محکم به ریشه اسلام و ایران می زنند

متولیان محترم فرهنگ دانشجویان

شما که فریاد "ما اینکاره ایم"تان گوش فلک را کر کرده دیگر چرا؟

امیدواریم که تمام این فجایع تنها از سر عدم نظارت باشد که البته آن هم گناهی نابخشودنی است!

ناز و عشوه دخترکان و بی حجابی و گفتارهای ضد دین در این جشنواره با چه هدفی بوده است؟

ای کاش تنها تکه ای از موی سر و ناز و افاده و اختلاط بود


اینکه دختر و پسر جوان با هم با لباس راحت و تقریبا بی حجاب والیبال بازی کنند، چه توجیهی دارد؟

اینکه پسر جوان رقص کنان شیرجه برود بقل خانم چه معنی دارد؟

حتما بی فرهنگی و املی است اگر بگویم چرا اکثر بازیگران زن حداقل تا آرنجشان پیداست؟!

این که دختر بخواند و دختری دیگر در مقابل دیدگان تماشاگران برقصد ، آن هم با این همه ناز و عشوه!، اینها سوغات شما برای اسلامی کردن دانشگاه ها بود؟

آقایان

ما از طلا گشتن پشیمان گشته ایم، مرحمت فرموده ما را مس کنید

نویسنده: محمد رضا باقری

+ نوشته شده توسط محمد در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 11:55 |

 پيکر همسر رهبر کبير انقلاب اسلامي ايران، صبح امروز پس از قرائت نماز، بر دوش مردم و دوستداران امام و انقلاب از دانشگاه تهران تا ميدان انقلاب تشييع شد و سپس براي خاکسپاري به حرم مطهر پير جماران منتقل شد.


به گزارش گروه سیاسی «شبکه خبر دانشجو» ، پيرمردي حدودا 60 ساله که خود را گل فروش معرفي مي کرد تعداد زيادي شاخه گل به پيکر همسر امام خميني(ره) اهدا کرد.

در حاليکه آغاز آيين تشييع پيکر همسر حضرت امام خميني(ره) ساعت 10 صبح اعلام شده بود اين مراسم به طور رسمي ساعت 9 و 30 دقيقه آغاز شد.

تعداد زيادي از مقامات و مسئولان لشکري و کشوري به همراه خانواده هاي خود و نيز قشرهاي مختلف مردم در مراسم تشييع پيکر همسر حضرت امام خميني (ره) شرکت کرده بودند.

دکتر احمدي نژاد رئيس جمهور ساعت 9 و 40 ، آيت الله هاشمي شاهرودي رئيس قوه قضائيه و آيت الله هاشمي رفسنجاني رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام ساعت 9 و 55 دقيقه از در اصلي دانشگاه تهران وارد محل برگزاري مراسم شدند.

صفار هرندي وزير ارشاد، محسني اژه اي وزير اطلاعات، شيخ الاسلام قام مقام وزير امور خارجه، قاليباف شهردار تهران، طلا فرماندار تهران از ديگر شرکت کنندگان در اين مراسم بودند که از در اصلي دانشگاه تهران وارد شدند.

همچنين توکلي نماينده مجلس، موحدي کرماني، حجت اسلام مجيد انصاري، آيت الله تسخيري، حجت الاسلام پورمحمدي، صلاح زواوي سفير فلسطين در تهران، اسماعيلي از حقوقدانان شوراي نگهبان، حداد عادل رئيس کميسيون فرهنگي مجلس، يونسي وزير سابق اطلاعات، غرضي وزير اسبق ارتباطات و آيت الله مهدوي کني عضو مجلس خبرگان رهبري و ميرحسين موسوي نيز از اين در وارد شدند.

در مراسم تشييع پيکر همسر امام راحل تعدادي از چهره هاي سياسي احزاب از جمله محمد سلامتي، شکوري راد، ميثمي، منتجب نيا و مهدي کروبي نيز حضور داشتند.

مير حسين موسوي با خودروي پرايد به همراه همسرش به مراسم آمده بود.

تعداد زيادي از خبرنگاران، تصوير برداران و عکاسان رسانه هاي جمعي به خاطر نداشتن کارت ورود به محل اصلي مراسم، در مقابل در اصلي دانشگاه تهران به تهيه عکس و خبر مشغول بودند.

پس از اقامه نماز ميت، اعلام شد پيکر حاجيه خانم ثقفي از درب شرقي دانشگاه تشييع خواهد شد که اين موجب نارضايتي برخي از شرکت کنندگاني شد که در مقابل درب اصلي دانشگاه تهران منتظر بودند.

برخي از دوستداران امام و انقلاب نيز در قالب دسته هاي عزاداري با در دست داشتن  پارچه نوشته هاي تسليت در مراسم تشييع پيکر همسر امام راحل شرکت کرده بودند.

پس از اقامه نماز ميت، مردم خداجويي که به عشق امام و انقلاب و عرض تسليت به خانواده معظم امام خميني(ره) در مراسم شرکت کرده بودند، شعارهاي يا حسين(ع)، لااله الا الله، عزا عزاست امروز روز عزاست امروز همسر روح خدا پيش خداست امروز، عزا عزاست امروز روز عزاست امروز همسر روح خدا پيش شهداست امروز، سر دادند.

در پايان مراسم تعدادي از مردم به گفت و گو با مسئولان و بيان مشکلاتشان پرداختند که از اين بين اطراف قاليباف شهردار تهران از ديگران شلوغ تر بود.

منبع: شبکه خبر دانشجو

پی نوشت:

* سالی توام با ظهور حضرت ولی عصر(عج) را برای شما آرزومندم.
*به شدت محتاج دعای خیر دوستانیم!

+ نوشته شده توسط محمد در یکشنبه دوم فروردین 1388 و ساعت 16:22 |