تبليغاتX
روز نوشت های دانشجوی مسلمان

                   

جمله اي از حضرت آقا در اردوي جنوب امسال بود که خيلي براي قريب بود:

"قبلاً دروازه اي از شهادت داشتيم و امروز معبري تنگ! فقط بايد دل را صاف کرد."

خيلي سخته تو اين دورو زمونه اون معبر رو پيدا کرد! فکر کنم رضا تونست!

شب جمعه وقتي بعد از دعاي کميل با رفقاش از مسجد اومده بودن بيرون و داشتن آماده مي شدن تا برن تو برنامه جشن ميلاد پيامبر و 25 سالگي دانشگاه امام صادق (ع) شرکت کنند... يه از خدا بي خبري که دزدي کرده بود و داشت فرار مي کرد...

مي گن تا رضا فرياد دزد، دزد صاحب داروخانه رو شنيد، بلافاصله دويد دنبال کسي که داشت فرار مي کرد... نزديکياش که رسيد بي هوا خورد زمين و تا اومد بالا رو نگاه کنه و بلند شه... صداي تير محلّه رو برداشت. همه به سمت رضا برگشتند، بچه ها از تو مسجد دويدند بيرون...2تا گلوله، وسط شقيقه ي رضا نشسته بود... دوستش که با اون بود تا خودش رو به اون برسونه رضا رفته بود!(يا به قول آسيد مرتضي: گذر زمانه ما را به خود برد و اون موند)

نامردا هم فرار کردن! آدماي با غيرتم ترسيدن برن دنبالش! حقّم داشتن! بالاخره ديدن طرف اسلحه داشت!

قرار بود براي کاراي فرهنگي بسيجي که تازه راه افتاده بود براي همفکري برم پيشش! نشد! آخه مسجدشون تو محرم امسال خوب تونسته بود خودی نشون بده! رضا هم از میوندارای هیئت جوونای مسجد بود!

الآن که یاد خاطرات با رضا می افتم یه حالی می شم! شبای انتخابات که تا صبح تو ستاد کار میکردیم! تو مدرسه! زمین فوتبال!...

حسرت به دلم موند! آخه شهداي مجابي هم که چند سال پيش تو حادثه ي ارک شهيد شدن هم همينجوري مارو جا گذاشتن! داداش بزرگ ي مجابيا که مسئول هيئت محبين الشهدات بود، چند دفعه هيئت دعوتم کرده بود ولي نتونسته بودم برم! تا شهيد شد و رفتم!

خدا کي مي شه ما هم آدم شيم!

 

سارقان، جوان بسيجي را به قتل رساندند

مراسم تشییع پیکر دانشجوی بسیجی "غلامرضا زبونی" ساعت ۸:۳۰ یکشنبه ۲۶ام از مقابل مسجد قدس...

+ نوشته شده توسط محمد در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386 و ساعت 1:51 |

ای دل! صحرای بلا به وسعت تاریخ است و تا مؤمنین را به بلایی کربلایی نیازمایند، رها نمی کنند. می انگاری که با یک زبان در دهان گرداندن که "یا لیتنا کنا معکم" تو را واگذارند که در صف اصحاب عاشورایی امام عشق محشور شوی؟

زنهار که رسم دهر بر این نیست. دهر بر محور حق و عدل می چرخد و تا تو کربلایی نشوی، تا سلاح در کف نگیری و پا در میدان ننهی و بر غربت و مظلومیت و جراحت و درد و سختی و شدت و اسارت صبر نورزی، تو را به خیل عاشوراییان نمی پذیرند.

خدایا صبرم را افزایش ده!

التماس دعا!

+ نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386 و ساعت 10:4 |

                                   

از ميان دل نوشته هاي سيد:

جاذبه ي خاک به ماندن مي خواند، و آن عهد باطني به رفتن... . عقل به ماندن حکم مي کند، و عشق به رفتن... و اين هر دو را خداوند آفريده است تا وجود انسان، در آوارگي و حيرت ميان عقل و عشق معنا شود.

سفري به سوي آسمانها:

اي انسان! تو را درخور سفر آسماني آفريده اند؛ نه براي توقف در اين قفس زميني و به اين قفس از آن فرستاده اند تا اشتياقت به پرواز افزون شود.

عهد آدم:

زندگي زيباست، امّا شهادت از آن زيباتر است. سلامت تن زيباست، امّا پرنده ي عشق، تن را قفسي مي بيند که در باغ نهاده باشند. و مگر نه آنکه گردن ها راباريک آفريده اند تا در مقتل کربلاي عشق آسان تر بريده شود؟...پس اگر مقصد پرواز است، قفس ويران بهتر. پرستويي که مقصد را در کوچ مي بيند، از ويراني لانه اش نمي هراسد.

                                    

از نوای دل:

اي شقايق هاي آتش گرفته، دل خونين ما شقايقي است که داغ شهادت شما را در خود دارد، آيا آن روز نيز خواد رسيد که بلبلي ديگر در وصف ما سرود شهادت بسرايد؟

 

+ نوشته شده توسط محمد در دوشنبه بیستم فروردین 1386 و ساعت 1:2 |
می خواستم درباره ی نحوه ی آزادی نظامیان بازداشت شده ی انگلیسی و بازی زیرکانه ی جمهوری اسلامی در این مسئله، مطلبی بنویسم که دیدم مطلبی کامل تر از آنچه مدّ نظرم بود، دوست خوبم احسان صالحی نوشته است:

بامداد جمعه سوم فروردين ماه 86، يك شناور نظامي با پرچم انگليس حامل 15 سرنشين (7 تفنگدار و 8 ملوان) در آبهاي ساحلي به دست نيروهاي جمهوري اسلامي ايران بازداشت شد و عصر چهارشنبه پانزدهم فروردين، افراد بازداشت شده با اعلام رئيس جمهور مورد عفو قرار گرفته و آزاد شدند.

توجه به زمان رويداد اين واقعه، يعني يك روز پيش از تصويب سومين قطعنامه ضدايراني در شوراي امنيت سازمان ملل و 2 روز پس از بيانات مهم رهبر انقلاب در مشهد، گوياي اهميت و حساسيت برانگيزي آن در دنيا مي باشد.

 

بازخواني جزئيات اخبار و رويدادهاي پيرامون اين دستگيري و يا همان "روزشمار بازداشت نظاميان انگليسي" از حوصله اين نوشتار خارج است و البته به رغم تعطيلي نسبتاً طولاني مدت مطبوعات در فاصله دستگيري تا به اوج رسيدن تنش هاي بين المللي عليه ايران، به دليل پوشش مناسب از سوي صداوسيما و پروژه رسانه اي تعريف شده براي اين ماجرا، جامعه، با اين روزشمار بيگانه نيست.

 

بنابراين در ادامه خواهيم كوشيد از منظري ديگر به 2 موضوع اساسي بپردازيم:

 

الف- فوايد مترتب بر دستگيري نظاميان متجاوز انگليسي

ب- سناريوهاي ممكن براي نحوه آزادسازي آنها و بررسي بهترين آن


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد در جمعه هفدهم فروردین 1386 و ساعت 18:8 |

بر طبق اخبار رسيده، دولت بريتانيا مقدمات تعظيم در برابر ايران را فراهم کرده است!

طبق اخبار رسيده از برخي محافل خصوصي (نمايندگان مجلسو برخي وزرا)، وزير خارجه ي انگليس نامه ي عذرخواهيي را به مقامات ايراني تسليم کرده است!

اخبار تکميلي در اسرع وقت به اطّلاع شما خواهد رسيد.

+ نوشته شده توسط محمد در یکشنبه دوازدهم فروردین 1386 و ساعت 20:3 |

لحظاتی پيش (دقيقاً از رأس ساعت 3) جمعيت قابل توجهي از دانشجويان و اقشار ديگر مردم در تجمعي اعتراض آميز مقابل سفارت انگليس خواستار اخراج سفير انگلستان و تعطيلي اين سفارتخانه شدند!

دانشجویان که بخاطر اعتراض به سیاستهای قلدرمآبانه انگلیس و تجاوزات مکرر نظامیان آنها به مرزهای ما و حمله ی اخیر نظامیان انگلیسی به سرکنسولگری ایران در بصره، در مقابل سفارت انگلیس تجمع کرده بودند، با دادن شعار های "هیهات من الذلّه" و "دانشجو میمیرید، ذلّت نمی پذیرد" و ... خواستار برخورد قاطع با 15 تفنگدار متجاوز انگلیسی و قطع روابط دیپلماتیک با این کشور شدند!

سخنرانان دانشجویی با اشاره به بیانات مقام عظمای ولایت، حضرت امام خامنه ای، مبنی بر اینکه "اگر آنان بخواهند در نقطه ای از جهان تهدیدی را علیه ما عملی سازند، از تمام ظرفیت هایمان برای مقابله استفاده خواهیم کرد"، اعلام داشتند که در صورت ادامه ی این قلدرمآبی های انگلیس 13 آبانی دیگر را رقم خواهند زد!

و در پایان فرزندان حضرت روح الله بار دیگر در پیشگاه خداوند هم قسم شدند تا در مقابل استکبار جهانی، از این نظام و انقلاب تا آخرین قطره ی خون دفاع کنند.

حاشیه هایی از دید دانشجوی مسلمان:

* حضور این تعداد دانشجو (300-400 نفر) در ایام تعطیلات بی سابقه بود!

* جمعی پر شور از دانشجویان از ابتدای شروع برنامه، دنبال راهی برای نفوذ به داخل سفارت بودند!

* عده ای به دنبال سنگ و آجر و .. برای پرتاب به سمت سفارت ، اللخصوص شیشیه های آن بودند!

 

* در مقابل تیم های گارد ویژه ی نیروی انتظامی هم با بدست آوردن تجربه های مفید از برنامه های قبلی تدابیر امنیتی مؤثری را بر قرار کرده بودند. (بلوکهای بتونی، داربست با فنس، چینش چنیدین ردیف نیروی ویژه و...)

تنها عکسی که گرفتم!

* نیروی انتظامی صبرش بیشتر شده بود و مانند دفعات قبل، از همان اوّل شروع به زدن نکرد! از مراحل خفیف شروع کرد تا به مراتب بالا برسد که الحمدلله به مراتب بالا نرسید و در سطح گاز اشک آور ماند!

 (البته من باب ریا عرض کنم که از آنجایی که با اسراف مخالف هستم! تمامی گازهای پخش شده را در حدّ توان مصرف کردم تا اسراف نشود! اینم از عادات نابجا!)

* بازهم دوستان دانشجو فراموش کردند که کمکهای اولیه مثل کبریت و فندک را همراه بیاورند! تا از سوزش ناشی از گازهای اشک آور جلوگیری کنند!

* عده ای از حاضران که سنگ و آجر برای پرتاب کردن پیدا نکردند، چاره ای جز پرتاب بسته های پلاستیکی ندیدند که آنها هم خود به خود منفجر می شدند!

 

* برخی از حاضران قصد آتش زدن پرچم انگلستان را کرده بودند که با اندکی محاسبه چاره ای جز انصراف پیدا نکردند و تا آماده شدن طرحی برای این مسئله آنرا به حال خود وا گذاشتند!

* سنگهای پرتاب شده هدفی را جز رفتن داخل سفارت دنبال نمی کردند، جز چند مورد خاص که با حساب و کتاب پرتاب شد! یکی باعث افتادن تابلوی سفارت شد؛ دیگری قسمتی از یکی از مجسمه های بالای در سفارت را کند! والبته من همین دو مورد را دیدم! (متأسفانه بدلیل نبود وقت کافی امکان تهیه عکس نداشتم!)

 

* حاجی بخشی با بوق و ماشین معروفش هم حاظر بودند! و البته طبق برنامه های سابق ناهماهنگ با برنامه! چون جمعیت یک چیزی می خواست و حاجی هم یک چیز دیگر!

 

* حضور خبرنگاران داخلی و خارجی بسیار چشمگیر بود! در این حین یکی از دوستان خوش ذوق آمد و پیش نهاد یک برخورد صلبی کوچک با  خبرنگار BBC را داد که با استقبال روبرو شد! البته بعد از پیگیری و اطلاع از زن بودن وی برنامه cancle شد ولی برخورد با دوربین آنها را رد نکردیم! آنهم با تعلّل دوستان و هوشیاری فیلمبردار و فرار آنها از معرکه، به برنامه تجمع بعدی موکول شد!

* البته به نظز حقیر، برخورد با برخی از خبرنگاران داخلی که با گزارشات خائنانه آب در آسیاب دشمن می ریزند، کمتر از برخورد با خبرنگاران مغرض خارجی نیست! (اصلاً به خبرنگار ایسنا که در اکثر تجمعات دانشجویی، بر ضد نظام کار میکند، اشاره نداشتم!)

* الحمدلله در این تجمع آسیب جدّی به کسی نرسید.

* متن SMS فرستاده شده جهت اطلاع از برنامه خیلی با معنی بود: "فرزندان 13 آبانِ 57، به نقلاب سوم می اندیشند! تجمع دانشجویی در اعتراض به شیطنت های انگلیس  فردا ساعت 3-5 مقابل سفارت انگلیس"

* اخبار رسانه های دیگر را در بخش پیوندهای روزانه ببینید.

* عکس های تکمیلی که قول اضافه شدن آنها را داده بودم:

 

فارس: تجمع دانشجويان مقابل سفارت انگليس (1)

          تجمع دانشجويان مقابل سفارت انگليس (2)

          تجمع دانشجويان در مقابل سفارت انگليس(3)

مهر: گزارش تصویری/ تجمع دانشجویان در مقابل سفارت انگلیس -1

       گزارش تصویری/ تجمع دانشجویان در مقابل سفارت انگلیس -2

       گزارش تصویری/ تجمع دانشجویان در مقابل سفارت انگلیس -3

 یک نکته هم بر مضررات وبلاگ نویسی عرض کنم که متأسفانه از وقتی که به طور جدی وارد این عرصه شدم، دیدم یک طوری خبرنگاری شده و به دنبال خبر می گردم!(دوستان وبلاگ نویسم را هم امروز همینطور دیدم! آنها هم دائم دنبال سوژه برای عکس وخبر بودند! حال وهوای دانشجوییشون کم شده بود!) بنظرم یه مقدار از اخلاص کار میاره پایین! ماهم که حساس!


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد در یکشنبه دوازدهم فروردین 1386 و ساعت 19:20 |

در پی دستگیریِ ۱۵ نظامی متجاوز انگلیسی در جمعه ی گذشته، جنجال رسانه ای بزرگی بر علیه این اقدام جسورانه ی مرزبانان غیور جمهوری اسلامی صورت گرفت، که لازم دانستم نکانی چند پیرامون این مسئله عرض کنم:

 

1. شرایط حساس کنونی، که به واسطه ی نزدیک شدن ایران به کشورهای ابرقدرت جهان و شناختن آن به عنوان ابر قدرت بی چون و چرای منطقه ایجاد شده است، اقتضا می کند تا دشمن این آب و خاک از هر وسیله ای برای جلوگیری از این مهم، استفاده کند. چه تجاوز به حقوق معنوی و چه دست اندازی به مرزهای ما و چه ایجاد انواع جنگ های روانی! همه و همه از راهایی هستند که دشمن از آنها برای ضربه زدن به مسیر انقلاب اسلامی، در شرایط کنونی، بهره می جوید!

 

2. حضور نیروهای آمریکایی و انگلیسی،اصلی ترین دشمنان این انقلاب، در منطقه، به خصوص خلیج فارس، و نقض مکرّر قوانین بین المللی مرزها توسط آنها در طی چندین سال گذشته، سبب می گردد تا مرزبانانِ ما هوشیارتر از همیشه به حراست از مرزها بپردازند؛ تا ان شاءالله بعد از این شاهد گزارشاتی مبنی بر حضور متجاوزی در حریم ایران بدون اطلاع یافتن مرزبانان نباشیم!

 

3. آماری که این روزها به سبب اتفاق اخیر، از طریق رسانه ی ملی منتشر گردیده، حاکی از آنست که مرزهای جمهوری اسلامی، بارها و بارها مورد تجاوزات نیروهای بیگانه ی منطقه قرار گرفته است؛ که تمام آنها با چشم پوشی ایران از اشتباهِ طرف مقابل خاتمه یافته است.

و قطعاً زمان آن فرا رسیده تا جمهوری اسلامی ایران، با برخورد قاطع و قانونی(آنهم قانون خودمان) با متجاوزان، بدور از هیچگونه گذشت، راه مجدد اینگونه قانون شکنی ها را ببندد! ظاهرا برخوردهای توأم با گذشت ایران به مذاقشان خوش آمده!

 

4. برخی اظهارات عوامفریبانه ی دولت بریتانیا مبنی بر عدم حضور نظامیان آنها در آبهای ما، نه تنها سبب تردید در این مسئله نمی شود بلکه به این موضوع قطعیت می بخشد!

به عنوان مثال، تهدیدهای آقای بلر مبنی بر انتشار مدارک مربوط به موقعیت یاب های ماهواره ای که به عدم حضور نظامیان این کشور در آبهای ایران شهادت می دهد!

پر واضح است که اگر چنین مدرکی وجود داشت، لحظه ای برای انتشار آن درنگ نمی شد! چون به طور قطع استفاده ی بهتری بجای تهدید می توانستند از آن بکنند!

             

5. دولت بریتانیا از ابتدای این اتفاق، بدون در نظر گرفتن حضور غیر قانونی نظامیان این کشور در حریم ایران، با ایجاد جنجال رسانه ای و تهدید های مکرر مبنی بر کشاندن مسئله به شورای امنیت سازمان ملل، سعی داشت تا با تحت فشار قرار دادن مسئولین ایرانی، آزادی نیروهای خود را محقق سازد!

و خدا را هزار مرتبه شکر که به واسطه ی فضای حاکم بر دیپلماسی روابط خارجی جمهوری اسلامی، و جا افتادن عدم ترس از پافشاری بر حقوق خود، این بار مسئولین ما ذره ای از حقوق ملت کوتاه نیامدند و قاطع و استوار بر مواضع خود اصرار می ورزند! وشک نداریم با حفظ همین موضع، دولت بریتانیا در برابر جمهوری اسلامی زانو خواهد زد و گامی دیگر در جهت اثبات ابرقدرتی ایران برخاسته خواهد شد.(همانطور که تاکنون سبب به استیصال کشیده شدن شورای امنیت بر سر پرونده هسته ای شده است!+)

      

6. تردیدی نیست که هر دیپلماسی فعّال، برای توانمندی در بیان قاطعانه ی اظهارات برحق خود، نیاز به پشتوانه ی مردمی قوی دارد!

به حمدلله به واسطه ی وجود دولت اسلامی آقای دکتر احمدی نژاد و حمایت های گسترده ی مردم از این دولت، به خصوص در دیپلماسی خارجی، این مهم فراهم شده است؛ ولی در برخی شرایط برای قطعیت بخشیدن به حضور این پشتوانه مردمی، لازم است تا به صورت مقطعی حمایت هایی از این دیپلماسی صورت گیرد!

       

همانگونه هم که در چند روز گذشته شاهد آن بودیم، تجمعات دانشجویان(آنهم در زمان تعطیلی دانشگاهها)، صدور بیانیه ها در حمایت از این اقدام، و راهپیمایی نمازگزاران جمعه، همگی نقشی مؤثر در پیش برد این مسئله به سود ایران داشته؛ و احتمال انحراف مسئولان مربوطه از مسیر احقاق حقوق مردم ایران را به وضوح تقلیل بخشیده است!(+)

و  صد البته در ادامه مسیر نیز این هوشیاری می تواند در جلوگیری از تضییع حقوق مردم ایران مؤثر واقع شود!

 

* برای موافقت با عدم آزادی این ۱۵ انگلیسی متجاوز و محاکمه آنها می توانید فعلا این طومار را که یکی از دوستان زحمت تهیه آن را کشیده، امضا کنید.

 

+ نوشته شده توسط محمد در جمعه دهم فروردین 1386 و ساعت 21:49 |

فردا سالروز آغاز امامت تنها منجی بشریت، مهدی موعود است. این عید بزرگ شیعه بر تمامی منتظرانش مبارک باشد.

 

بخشی از اس ام اس های رسیده:

 

عبدالله: "داروی مشتاق چیست؟     زهر ز دست نگار!

            مرهم عشاق چیست؟      زخم ز بازوی دوست!

            دوست به هندوی خود       گر بپذیرد مرا

            گوش من تا به حشر       حلقه ی هندوی دوست"

 

محمد علیزاده: "یا ایها العزیز، مسنا و اهلنا الضر..فاوف لناالکیل و تصدق علینا....ای عزیز! دستهای نیازما و تمامی مستضعفین را با آمدنت پر کن! آغاز امامت مولایمان مبارک."

 

محمد رستمی: "ای که رخ پوشیده ای از ما، ظهورت دیر شد

از غم هجر تو هر دلداده ای دلگیر شد

پرده از رخ باز کن، ما را قرین ناز کن

تا بداد مدعی، دیدار دل تعبیر شد

آغاز  ۱۱۶۹مین سال امامت و ولایت حضرت مهدی (عج) بر عاشقان حضرتش مبارک باد."

              

عسکری: "صحبتی شد که خدا باب نجاتی بفرست

    تلخی ذائقه را شاخه نباتی بفرست

   می رسد با علم سبز امامت بردوش

    از چه خاموش نشستی صلواتی بفرست"

  

گمنام: "ما معتقدیم عشق سر خواهد زد

برپشت ستم کسی تبر خواهد زد

سوگند به هر چهارده آیه ی نور  

            سوگند به زخمهای سرشار غرور

آخر شب سرد ما سحر می گردد

            مهدی به میان شیعیان برمی گردد

            آغاز امامت ولی عصر(عج) مبارک باد"

 

علوی: " رنگین کمان پاداش کسی است که تا آخرین قطره زیر باران می ماند. *بار الها ما را زیر باران ولایت               ثابت قدم بگردان. سالروز ولایتعهدی صاحب الزمان (عج) بر شما مبارک باد"

 

علیرضا مجیدی: "بیزاری از دشمن حیدر شرف ماست

شادی دل حضرت زهرا هدف ماست"

 

علیرضا مجیدی: "قال الصادق (ع): من شک فی کفر اعدائنا و الظالمین لنا فهو کافر.....هر کس در کفر دشمنان ما و کسانی که به ما ظلم کردند شک داشته باشدخودش کافر است.....بر غاصبین ولایت حضرت حیدر لعنت...(بحارالانوار ج8ص336)"

 

مابقی به دلیل حفظ  "اتحاد ملی و انسجام اسلامی" صلاح نیست علنی شود!

  

+ نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه هشتم فروردین 1386 و ساعت 21:31 |

امروز براي انجام برخي امور مربوط به ارودي جنوبي که با بچه هاي با صفاي بسيج دانشجويي دانشگاه در اواخر سال گذشته (دقيقاً ۲۲-۲۸ اسفند( رفتيم، به دانشگاه رفته بودم. مشغول انجام برخي کارها بودم که از سر تنوع، دستم رفت طرف سفرنامه اي که يکي از همسفرا نوشته بود! تعداد صفهه هايش نسبتاً زياد بود ولي نمي دونم چطور شد که ديدم بي اختيار همه ي آنرا خواندم! دسته خودم نبود! شديد هوايي شده بودم! یادم می آمد که در لحظات آخر با خودم می گفتم نکند که شلوغی و زرق وبرق شهر همه چیز را از یادم ببرد؟! و همین هم شد! البته الحمدلله از وقتی که برگشتیم، جسمم به این تهران عادت نکرده و هنوز از دوری جایی که دلش می خواست آنحا باشد، بیماره و با هیچ آمپول و دارویی هم  سازگاری نکرده! باز دَم این جسم دنیاییمون گرم! این روح اخروی که بدطوری مشغول دنیا شده! 

ياد آن لحضات شيرين که افتادم، دلم مي خواست که يا يک طوري خودم را دوباره به آنجا برسانم يا در گوشه اي خلوت کنم و زانوي غربت شهدا را در بغل بگيرم و ...!

هر سال (اين سه سالي که من توفيق همسفري با راهيان دانشجويي را داشتم)، شهدا هديه ی ويژه اي رو برامون آماده مي کردن! (يا لااقل براي من ويژه بنظر می آمد!) ولي امسال طبق اخباري که بهمون گفته بودن و برنامه اي که ريخته شده بود، در ظاهرِ امر خبري نبود!

از اوّل سفر همين موضوع آزارم مي داد! البته به هيچکسي نگفتم تا اينکه بعد از برگشتن از فکه و پشت سر گذاشتن بي توفيقي زيارت منطقه عملياتي والفجر مقدماتي و يک، توي راه دهلاويه يک اتفاق عجيب افتاد!

بعد از اينکه به مناطقي رسيديم که موبال ها آنتن دادن، 2تا اس ام اس پشت سر هم برام رسيد! " سلام اخوي! کجايي؟" "من گيوي ام! چند تا شهيد گمنام رو اخيراً تفحّص کردن! مي خواين برين زيارتشون؟"

تا خواندم! بي معطّلي با همون شماره که به من اس ام اس زده بودند تماس گرفتم! اين رفيقمون تا گوشي را برداشت، با يه سلام و عليک گرم و اسمم را گفتن، گفت: "مي خوايد بياين زيارت شهدا؟"

من که اين بنده خدا رو اصلاً به جا نياورده بودم، از رو اس ام اسي که زده بود، گفتم: "مخلص آقاي گيوي هم هستيم! معلومه که مي خوايم! از خدامونه! اتفاقاً اگه بشه دعاي کميل امشب رو کنار شهدا بخونيم، فوق العاده مي شه!"

پرسيد: "چند تا اتوبوسيد؟ چند تا خانوم چندتا آقا؟ کي مي رسيد اهواز"

از قضا اسکان همون شب داخل اهواز بودم! آمار دادم، گفت خبرت مي کنم! البته ناگفته نماند که تمام اين صحبت ها فقط بين من و او ردّ بدل شد! و هيچکدام از مسئولين اردو خبر نداشتند!

بعد مذاکراتم با اين رفيق ناشناسمون، سري با مسئولين اردو تماس گرفتم و ماجرا را تعريف کردم! الجمدللّه آنها هم استقبال کردند! فقط نگران بودند که نکند تخيّلي باشد، چون اين رفيقمون را کسي بجا نياورد!

خلاصه تماس گرفت و گفت که ساعت 10-11 مخصوص بچه هاي ما آنجا آمادست! فقط بايد به موقع برسيم چون ساعت 11 خاموشي مي زنند!

بگذريم! اصلاً نمي خواهم از خودم بگويم چون وضعم خرابتر از اين نشود بهتر است!

در هر حال آن شب به دليل خستگي بچه ها توفيق از همه صلب شد ولي فردا شهدا جبران کردن و با يک زيارت عاشوراي با صفا از همه پذيرايي کردند و امسالم الحمدللّه مهماني ويژه ي شهدا دعوت شديم!

ولي مزّه ي اون ديدار هنوز برايم مونده! يه جورايي فکريم کرده!

خدا قسمت همه بکنه!

+ نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه هشتم فروردین 1386 و ساعت 0:11 |

امروز در وبگردی صبحانه، بعد مدتها یکسری به سایت www.sharifnews.com زدم.

در قسمت آرشیو عکس های آن، متوجه یک تیتر جالب شدم:

عكس: تجمع دانشجویی در اعتراض به رفسنجانی

یادم افتاد که قبل از عید، یکی از دوستان دانشگاه امام صادقیم بهم خبرداده بود که آقای هاشمی رفسنجانی برای دیدار با دانشگاهیان این دانشگاه به آنجا تشریف فرما شدند! از قضا ظاهراْ از حضور دانشجویان در جلسه ایشان ممنوع اعلام شده بود وتنها افرادی می توانستند در جلسه حاضر شوند که کارت ملاقات داشته باشند!

توصیف فضای امنیتی حاکم بر دانشگاه در زمان حضور ایشان را هم باید از خود دانشجویان آنجا بپرسید!

یه چیز دیگه هم یادم اومد:

تصاوير جالب از حضور احمدي نژاد در دانشگاه امام صادق(ع)

گزارشی خواندنی از حضور سرزده دکتر احمدی نژاد در جمع دانشجویان خوابگاهی دانشگاه امام صادق(ع)

بماند!

+ نوشته شده توسط محمد در سه شنبه هفتم فروردین 1386 و ساعت 9:17 |

شورای امنیت سازمان ملل که به سبب پافشاری  جمهوری اسلامی ایران برمواضع بر حق خود در بحث انرژی هسته ای، به عجز و ناتوانی افتاده، در اواخر روز شنبه، با اعمال فشارهای بی حدّ و حصر استکبار بزرگ، تنها توانست قطعنامه ای خفّت بارتر از قطعنامه ی قبل بر علیه ایران صادر کند.

در قطعنامه ی جدید، با تأکید بر مصوبات گذشته، 2 ماه دیگر به ایران وقت داده شده تا اگر باز هم بمانند قطعنامه ی قبل، انعطافی از سوی ایران نشان داده نشد،تصمیمات سخت تری را بگیرند!

در این قطعنامه، از کشورهای دیگر خواسته شده تا از ایران سلاح نخرند و تعهدات مالی و اعتباری جدیدی به این کشور ندهند؛ همچنین در بخش دیگر این قطعنامه، ایران از صدور سلاح به حزب الله لبنان و حماس منع شده است و ...

همانطور که در بخش های آورده شده مشاهده کردید، قطعنامه مذکور بیشتر به التماس می ماند تا یک تهدید!

به تعبیری بهتر می توان از قطعنامه ی یادشده، به عنوان وصیتی نام برد که آمال وآرزوهای صاحبان آنرا پوشش می دهد! شورای امنیت که به زمان مرگ خود رسیده، با دادن 2 ماه وقت به خود، خواسته است تا با دست و پا زدنی دیگر، از منجلابی که درآن فرو رفته، اندکی بیرون بیاید!

شورای امنیت که زمانی گمان نمی کرد، توسط یکی از کشورهای جهان سوم اینچنین به بازی گرفته شود و اعتبار وحیثیتش برباد رود، امروز با عجز والتماس، از ایران خواستار کوچکترین انعطاف ممکنه، برای گفتگو دو طرفه است.

شاهد بر این مدّعا را می توان در جای جای این قطعنامه مشاهده کرد که با مهلت های 60 روزه به خود، خواستار بررسی مجدّد اوضاع شدند.

آری! به طور قطع می توانیم بگوییم که اعضای شورای امنیت هیچکدامشان از سر دلسوزی مهلت به ایران نداده اند تا "شاید سر عقل بیاید و از خرِ شیطان پیاده شود"!!!

مواضع قاطع و بر حق جمهوری اسلامی در سال گذشته، بر همه ی کشورها ثابت کرده که انرژی هسته ای حق مسلم ایران است و نباید حتی لحظه ای از سر مواضع خود پایین بیاید! پس چرا باز به ایران مهلت دادند!؟

اینجاست، سندی دیگر بر این مدّعا ظاهر می شود که این مهلت داده شده به خود آنهاست نه ما!

شورای امنیت که به دنبال راهی برای فرار از این منجلاب و جلوگیری از مرگ حتمی خود می گردد، در اقدامی خردمندانه از ایران  مهلتِ 2 ماهه ای خواسته است تا بتواند ظرف این مدّت، بلکه چاره ای برای فرار از مرگ خود بیابد!

پس تا 2 ماه دیگر به انتظار مرگ استکبار جهانی خواهیم نشست! و جشن اقتدار ایران اسلامی را در کنار انسجام اسلامی نظاره گر خواهیم بود!

 

+ نوشته شده توسط محمد در دوشنبه ششم فروردین 1386 و ساعت 15:4 |

دیروز ظهر یه sms  بهم رسید با این مضموم "سپاه پاسداران، 15 سربازِ متجاوز انگلیسی را در خلیج فارس بازداشت کرد! بلند بگو الله اکبر"

تا اینکه امروز صبح به sms دیگه رسید با این یکی مضموم "دیروز اخفتخار کردیم به دولت اسلامی که 15 سرباز متجاوز انگلیسی را چه شجاعانه بازداشت کردند. امّا آیا امروز باید شرمناک از آزادیشان باشیم؟! Sen2all"

حسابی منو برد تو فکر که چی کار می شه کرد تا جلوی این اشتباه بزرگ رو بگیریم! آخه نه به گرفتنشون نه به آزاد کردنشون! اگه آزاد بشن اونم با این سرعت، هم یه افتضاح بزرگ در دیپلماسی می شه و هم یه دهن کجی به بروبچه های مظلوم سپاه!

با یکی از بچه ها مشورت می کردیم! گفت: "رو چند تا آدم برا تجمع می تونی حساب کنی؟".

گفتم: "دمت گرم! مگه یادت رفته اون روز میدون پاستور چندتا آدم پا کار تونستیم بکشونیم تو گود؟! حالا که وسط تعطیلاتِ و همه رفتن خونه هاشون!" با این حرف من دیگه بی خیال پیشنهاد شدیم!

تا اینکه خبر تجمع خود جوش بروبچه های راهیان رو  کنار اروند شنیدم!

                

با خودم گفتم، "انصافاً هنوز کسایی که برا این انقلاب دل می سوزونن، همون بچه های جبهه و جنگن که الآن تو این لباس دارن خدمت می کنند!"

بماند دلم سوخت که چرا من اونجا نبودم!

 

+ نوشته شده توسط محمد در یکشنبه پنجم فروردین 1386 و ساعت 0:23 |

شروع سال که با نام "اتحاد ملی و انسجام اسلامی" همراه شد، با خودم گفتم ، احتمالاً سالِ مهمی را پیش رو خواهیم داشت! سالی متفاوت با سال های گذشته! آنقدر مهم که رهبر حکیم انقلاب در ابتدای سال هم اتحاد ملّی را گوش زد شدند و هم انسجام اسلامی را!

فلذا خودم رو برای بیانات حضرت آقا در مشهد مقدس آماده کردم! چرا که هر ساله سیاست های کل سال در این سخنرانی مرور می شد و به لحاظ اهمیت امسال، مواضع آقا هم حتماً از هر سال مهمتر می بود!

و همین طور هم شد!

                 

آقا در بخش های مختلف سخنان خود سیاست های خارجی وداخلی نظام را به روشنی بیان کردند!

در بخش سیاست خارجی با تأیید روند موجود بیان داشتند:

"امروز دولت جمهورى اسلامى ايران در زمينه‏هاى سياسى - چه در سطح منطقه، چه در سطح بين‏المللى - سخن او جزو سخنهاى پُرطرفدار است؛ سخن او يك سخن شنيدنى است. مسئولين كشور ما، هم در مجامع جهانى، هم در مسافرتهايى كه به كشورهاى ديگر مى‏كنند، هم در موضعگيرى‏هايى كه مى‏كنند، برجسته و شاخصند. اين چنين وضعى براى ملت ما نشان‏دهنده‏ى استعداد اين ملت در پيشروى و در ورود به اين ميدانهاست.

ملت ما توانسته است در فرهنگ سياست بين‏المللى مفاهيم جديدى را وارد كند. دنيا مردم‏سالارى دينى را نمى‏شناخت؛ امروز مردم‏سالارى دينى يك عنوان و شعار مطلوب در ميان همه‏ى ملتهاى اسلامى است. دنيا تعريف نظام سلطه را نمى‏شناخت؛ اين را ملت ما تعريف كرد و در فرهنگ سياست بين‏المللى وارد شد. مسئله‏ى دين‏محورى سياست، قانون، مديريت كشور؛ اينها همه مفاهيم جديدى است كه ملت ما توانسته است اينها را وارد كند..."

در بخش سیاست داخلی نیز با تأکید بر سیاست های اقتصادی و خصوصاً اصل ۴۴ بیان داشتند:

"من عرض مى‏كنم ميدان براى تحرك اقتصادى ملت ايران باز است. با سياستهاى اصل 44 كه ابلاغ شد و دولت هم مجدانه دنبال اين است كه اينها را تحقق ببخشد و بايد هم دنبال كند، ميدان كار اقتصادى باز است؛ نه فقط براى افرادى كه ثروتمندند، حتّى براى آحاد مردم. سال 86 و شايد تا يكى دو سال بعد رويكرد دولت و رويكرد فعالان كشور بايد رويكرد اقتصادى باشد. ما مى‏توانيم اقتصاد خودمان را شكوفا كنيم...

مسئولين دولتى بايد راه‏هاى مشاركت مردم را در فعاليتهاى اقتصادى به آنها بگويند. اين سياستها به معناى توليد ثروت عمومى براى جامعه است. توليد ثروت از نظر اسلامى بى‏مانع است..."

امّا به نظرم قسمت اصلی بیانات ایشان در فرازهای انتهایی نهفته بود! بعد از توصیه به اعتماد به نفس، اعتماد به مسئولين كشور، اعتماد به دولت، می فرمایند:

"دشمنان مى‏خواهند مردم به دولت - كه مسئوليت اداره‏ى امور كشور را دارد - بى‏اعتماد باشند؛ سعى كنيد اين نقشه‏ى دشمن را خنثى كنيد. من از دولت حمايت مى‏كنم. از همه‏ى دولتهاى بر سر كار و منتخب مردم حمايت كردم، بعد از اين هم همين خواهد بود؛ از اين دولت هم به طور خاص حمايت مى‏كنم. اين حمايت، بى‏دليل و بى‏حساب و كتاب نيست. اولاً جايگاه دولت در نظام جمهورى اسلامى و در نظام سياسى كشور ما جايگاه بسيار مهمى است، ثانياً بيشترين مسئوليتها را دولت بر دوش دارد؛ بعد هم اين جهتگيرى‏هاى دينى و اين ارزش‏گرايى انقلابى و اسلامى خيلى ارزش دارد. سختكوشى، تلاش فراوان، ارتباط با مردم، سفرهاى استانى، جهتگيرى عدالت و زىّ مردمى؛ اينها خيلى قيمت دارد و من قدر اين كارها را مى‏دانم. من به خاطر اين چيزها از دولت حمايت مى‏كنم. البته اين حمايت، حمايت بى‏حساب و كتاب نيست؛ توقعاتى هم در مقابلش از دولت دارم. اولين توقع من اين است كه به مسئولين دولتى مى‏گويم خسته نشوند؛ اعتماد به خدا را از دست ندهند؛ به خدا اعتماد كنند و به اين مردم اعتماد كنند؛ زىّ مردمى خودشان را حفظ كنند؛ در دام تجمل‏گرايى‏هايى كه افرادى مى‏افتند، نيفتند؛ مراقب و مواظب باشند؛ در مخاصمات جناحى وارد نشوند؛ وقتشان را با دعواهاى سياسى تلف نكنند؛ با همه‏ى وجود و با همه‏ى توان براى اين مردم كار كنند؛ آنچه را كه با مردم در ميان مى‏گذارند، به تحقق برسانند و دنبال كنند".

فکر کنم واضح است! توضیح نمی خواهد! تفسیر هم نمی توان کرد! در نهایت، کسانی که نمی توانند تحمّل کنند، می توانند این بیانات را از گزارشات و بولتن ها و  روزنامه ها و رسانه های خود حذف کنند!

ولی پر واضح است که ملّت ایران همگی با چشمانی باز و گوش هایی شنوا پیام رسای رهبر فرزانه و حکیم خود را گرفتند! و در این دیدار پر شور، پیمان اتحاد ملّی را بستند تا زمینه­ی انسجام اسلامی در این سال را ایجاد کرده باشند.

+ نوشته شده توسط محمد در شنبه چهارم فروردین 1386 و ساعت 23:37 |

به نام او که بي اذن او انجام هيچ کاري ميسّر نيست.

چند وقتي است که به ذهنم خطور کرده بود، تا در اين فضاي مجازي، جايي را اشغال کنم!

نه از فرط بيکاري؛ بلکه از جهت مشغوليات بسيار که روزانه ذهنم را مشغول خود مي سازد!

و صد البت، حضور شما را در اين بخش از مشغوليات بي فايده نديدم!(البته من که کاره اي نيستم!)

ولي در هر حال، به لحاظ روحيات پر جنب وجوشم (مِن باب توّرمِ نفس عرض کردم!)، در طول 24 ساعت يک يوم و ليل، با مسائل و اخبار و واقعيات بسياري روبرو مي شوم که بخشي از آنها را از طریق رودررو(Face to Face) با دوستان مطرح می کنم و بخشی از آنها که مجال طرح نمی یابند را از طریق تکنولوژی SmS(امان از قبض های مخابرات که کمر شکنند!) و مابقی را از طریق این وبلاگ به سمع و نظر شما می رسانم(تا در مخزن الاسرارم چیزی نگفته برای آیندگان نماند!!!)

پس از این مقدمه کوتاه، بد نمی بینم برای کسانی که اینجانب(اینم مِنباب تحویل گرفتن بود و گرنه همون "من" هم از سرمون زیادِ) را نمی شناسند بگویم که دانشجویی هستم از نوع غیر "سیب زمینی"!(یعنی نسبت به اوضاع اطرافم بی خیال سِیر نمی کنم تا هرچه پیش آید خوش آید!) در دانشگاهی درس می خوانم که لقب "قلب تپنده جنبش دانشجویی" را سالها یدک کشیده!(ولی نمی دانم چرا هیچ جنبنده­ی قابل عرضی در آن یافت می نشود! تا بتواند بخشی از این جنبش را شامل شود؟!)

البته هر از چند گاهی عدّه ای ارذل و اوباش که هوای لسانجلس را در سر دارند، در و دیوار را بهم ریخته و شیشه ای شکسته، و ادّعای جنبیدن می کنند! ولی در کل چیز قابل عرضی نیستند!

در هر حال، فضایی که بیشتر به آن توجه می کنم، "اتّفاق بزرگی است که در راه است"! اتفاقی  که همگان در انتظار آن هستند! و البته عده­ی کمی معنای این انتظار را فهمیده و به آن عمل می کنند! عده­ی کمی در مسیر آن اتفاق بزرگ گام برداشتند و در این مسیر هم تهمت های بسیار شنیده و دیده اند!

خوب! فکر کنم آشنایی اوّلیه کافیست! فقط فراموش نکنید دانشجو هستم و توقّع زیادی نداشته باشید! ولی در هر حال در حدّ توان (و شاید بیش از حدّ توان)، مایه خواهم گذاشت! بستگی به مدد الهی دارد(و البته نیّت بنده!).

ان شاء الله که مفید واقع شوم! (هم برای خودم و هم برای شما!)

سلامتی نائب مهدی و تعجیل در فرج آقا دعا کنید.

یا حق.

+ نوشته شده توسط محمد در شنبه چهارم فروردین 1386 و ساعت 0:34 |